باورهای غیر واقع بینانه همان افکار یا انتظارات غیر منطقی هستند.
غیر منطقی بودن باور ها به این معناست که افراد را از دستیابی به اهداف اساسی شان باز می دارند و نامعقولند و با واقعیت ناسازگار.
اگر افراد باورها یا انتظارت غیر واقع بینانه ای در مورد انتخاب همسر داشته باشند، بیشتر احتمال دارد که دچار تردید، ناکامی و دلسردی شوند.
هدف این مطلب، شناساندن رایج ترین باور های غیر منطقی در مورد انتخاب همسر است.

1. شاهزاده رویاها
فکر می کنید تنها یک شخص مناسب در دنیا برای ازدواج با هر شخصی وجود دارد.
سوالاتی که اینجا مطرح می شود اینهاست:
_یک فرد چگونه تعیین می کند که چه موقعی این فرد مناسب را خواهد یافت؟
_آیا ممکن است در مواجهه با آن شخص مناسب احساس خاص و جادویی را تجربه می کند؟
_آیا در انتظار آمدن آن شخص مناسب، شانس های دیگر فرد برای ازدواج از دست نخواهد رفت؟
بی تردید، چنین باوری باعث انفعال در فرایند انتخاب همسر می شود. برای مثال، برخی از افراد باور دارند که شاهزاد رویاهایشان سر انجام می رسد و بنابراین، هیچ دلیلی وجود ندارد که فعالانه به شناخت دیگران برای ازدواج بپردازند.

2. همسر کامل و بی نقص
برخی از افراد باور دارند تا زمانی که شخص کاملی برای ازدواج نیافته اند نباید ازدواج کنند.
چنین تمایلی برای کمال، توانایی فرد را برای یافتن راه حل ها کاهش می دهد و می تواند منجر به عکس نتیجه دلخواه شود.
همه ما در دنیای احتمالات زندگی می کنیم. میل به حقیقت کامل، تنها منجر به بزرگ شدن بیش از حد انتظاراتی می شود که نمی تواند رضایت بخش باشد و در نتیجه باعث تردید و اضطراب می شود. افرادی که این باور را دارند اغلب درگیر روابط کوتاه مدت می شوند.
یعنی به جای شناخت درست فرد مقابلشان، آنها را با معیارهای نادرست خود ارزیابی می کنند.
بیهودگی این باور با این نظر تقویت می شود که بدانیم افراد طی زمان تغییر می کنند.
شخصی که در شروع ازدواج به نظر می رسد که فرد کاملی است، بعدا چنین به نظر نخواهد رسید.

3. کامل بودن خود
برخی افراد باور دارند که هر فرد قبل از اینکه تصمیم به ازدواج بگیرد باید کاملا احساس کفایت و قابلیت را برای همسر بودن داشته باشد.
این افراد به دلیل این باور به مدت طولانی مجرد می مانند، زیرا افراد معدودی هستند که کاملا احساس کفایت در این مورد دارند.
به علاوه، ازدواج موفق به همکاری و تلاش دو نفر نیاز دارد و کامل بودن یک نفر برای موفقیت ازدواج کافی نیست.
البته برخی افراد از این باور به عنوان توجیهی برای ترس اساسی شان از ازدواج استفاده می کنند.
یک باور جایگزین معقول تر در اینجا می تواند این باشد که فرد باید نسبتا احساس قابلیت همسر بودن را داشته باشد، اما اکثر افراد به دلیل اضطراب نمی توانند قضاوت درستی از میزان قابلیت و کفایت خود در این مورد داشته باشند.
اضطراب نباید فرد را از ازدواج کردن دور کند. این موضوع را هم نباید از نظر دور داشت که هیچکس کامل نیست.

4. رابطه کامل
برخی افراد باور دارند که هر زوج باید قبل از ازدواج ثابت کنند که رابطه شان خوب است.
این افراد به مدت طولانی ازدواج خود را به تعویق می اندازند تا برایشان ثابت شود رابطه شان خوب خواهد بود.
آنها حتی موقعیت هایی ایجاد می کنند تا قدرت رابطه شان را امتحان کنند و بارها و بارها نامزدشان را آزمایش می کنند.
احتمالا پس از مدتی، نامزد این فرد از این آزمون ها خسته می شود و رابطه را قطع می کند.
باید توجه داشته باشیم که متاسفانه، ما در دنیایی ناکامل با آدم ها و روابط ناکامل زندگی می کنیم.
به علاوه، استرس ها و بحران ها و چالش های آتی رابطه را نمی توان به درستی پیش بینی کرد.

5. متضادهای مکمل
یک باور اشتباه این است که شخص باید کسی را برای ازدواج انتخاب کند که ویژگی های شخصیتی اش متضاد با او باشد.
پیامد منفی این باور این است که افراد را تشویق می کند تا به جای افراد مشابه در جست وجوی افراد متفاوت از خودشان باشند.
برای مثال، شخص فکر می کند که به جای تغییر خود به دنبال کسی باشد که متضاد با او باشد و ضعف های او را بپوشاند.
اگر چه در برخی موارد متضادها جذابند، ازدواج با کسی که صفاتش به نحو چشمگیری متفاوت است معمولا منجر به تعارض و نارضایتی می شود.

6. انتخاب کردن ساده است.
برخی افراد باور دارند که انتخاب همسر ساده است. این باور بر اساس این تصور رایج به وجود آمده است که ازدواج و انتخاب همسر شانسی است.
این افسانه باعث می شود که افراد از پذیرش مسئولیت شکست در روابط و همچنین، در کمک به رشد رابطه شانه خالی کنند.
این باور موجب امتناع افراد از حضور در جلسات مشاوره پیش از ازدواج می شود.