» محصول شما

محصول شما

یک محصول، پیشنهادی ویژه است که برای رفع نیازهای مشتریان ارائه شده است. از این تعریف کاملا روشن است که مفهوم تناسب محصول _ بازار را علاوه بر محصولات، برای خدمات نیز می توان به کار برد. تفاوت اصلی بین محصول و خدمت در شکل فیزیکی محصول در برابر غیرملموس بودن خدمت است. با این حال همانطور که از عبارت نرم افزار به عنوان یک خدمت (SaaS) نیز پیداست، با در دسترس قرار گرفتن محصولات از طریق وب و گوشی های موبایل، این تفاوت کمرنگ شده است.

نمود واقعی محصولات نرم افزاری که مشتریان می بینند و از آن استفاده می کنند، همان تجربه کاربری (UX) است که در لایه بالایی هرم تناسب محصول - بازار قرار می گیرد. این مسئله جدای از نرم افزار برای هر محصولی که در تعامل با مشتری است، درست است.


UX آن چیزی است که کاربرد محصول را وارد زندگی مشتری می کند. کاربردهایی که یک محصول فراهم می نماید، ویژگی های متفاوتی دارند که هر کدام به منظور رفع نیازی از مشتری ایجاد شده است. این ویژگی ها در مجموع، مجموعه ویژگی های محصول را می سازند که دقیقا در قسمت زیرین لایه UX قرار می گیرد. برای تصمیم گیری راجع به این که محصول باید کدام ویژگی ها را در بر بگیرد، لازم است که در ابتدا نیازهایی از مشتریان را تعیین نمایید که محصولتان سعی در رفع آنها دارد. بدین منظور باید مشخص کنید که محصولتان چگونه عملکرد بهتری از دیگر رقبا در بازار خواهد داشت.


این همان ماهیت استراتژی محصول است. مجموعه نیازهایی که قرار است توسط محصول شما برآورده شوند، شکل دهنده ارزش پیشنهادی است که درستلایه زیرین "مجموعه ویژگیها" در هرم تناسب محصول _ بازار را تشکیل میدهد. ارزش پیشنهادی شما نیز لایه بالایی نیازهای مشتریان و تعیین کننده اساسی تطابق میان نیازهایی که محصول مد نظر قرار داده اید با نیازهای مشتریان است. در مجموع، سه لایه ارزش پیشنهادی، مجموعه ویژگیها و UX معرف محصولتان است. محصول و بازار، بخش های مجزایی از هرم تناسب محصول _ بازار است. هدف شما در ایجاد ارزش مشتری، برقراری تناسب میان آنهاست.


تناسب محصول _ بازار نظر به این مدل و متاثر از آن می تواند معیاری بر نکویی رضایت بازار (دو لایه پایینی هرم) توسط محصول شما (سه لایه بالایی هرم) باشد. مشتری نهایی مشخص کننده آن است که محصولتان تا چه حد توانسته نیازهای آنها را برطرف نماید. باز هم خواهید دید که مشتریان، تناسب محصول شما را به نسبت دیگر محصولات موجود در بازار قضاوت خواهند کرد. محصولتان باید به منظور دستیابی به تناسب محصول _ بازار، نیازهای برآورده نشده را بهتر از رقیبانش رفع کند.


بیایید راجع به محصولی که چنین است، صحبت کنیم.


QUICKEN: از 47 به 1


مثالی عالی از محصولی که با ورود به بازاری متراکم و شلوغ، به تناسب محصول - بازار دست پیدا کرد، نرم افزار امور مالی شخصی Quicken Intuit است.

"اسکات کوک" و "تام پرولا" با این که سال ها قبل و پیش از گسترده شدن ایده استارتاپ رویکرد ناب، نرم افزار Intuit را بنا نهادند، اما باز هم اصول اساسی آن را به کار بستند. زمانی که آنها Quicken را معرفی کردند، 46 نرم افزار امور مالی شخصی دیگر در بازار بود. با این وجود بنیانگذاران با اجرای تحقیق از بین مشتریان به این نتیجه رسیدند که هیچ کدام از محصولات موجود نتوانسته اند به تناسب محصول _ بازار دست پیدا کنند.


محصولاتی که در آن زمان در بازار وجود داشتند نمی توانستند نیازهای مشتریان را برطرف کنند و به علاوه کار کردن با آنها آسان نبود. بنیانگذاران فرضیه ای داشتند که با توجه به اینکه در آن زمان همه با نوشتن چک آشنا بودند، طراحی شبیه به دفترچه چک می تواند عملکرد مناسبی داشته باشد. فرضیه آنها درست بود: UX که آنها با استفاده از طرح مفهومی دفترچه چک ساختند، توسط مشتریان مورد استقبال شدیدی قرار گرفت و Quicken به سرعت تبدیل به محبوب ترین نرم افزار امور مالی شخصی شد. بخش عظیمی از موفقیت Quicken مرهون این واقعیت بود که شرکت Intuit از اصولی که امروزه از آنها تحت عنوان رویکرد ناب شناخته می شوند، استفاده کرد. این شرکت از شرکت های پیشرو در زمینه تحقیق از مشتریان و آزمایش کاربران برای کسب آگاهی در توسعه نرم افزار بود. آنها به طور معمول و پیش از اقدام برای هر نسخه از نرم افزار، آزمایش هایی به منظور بررسی قابلیت استفاده آن به راه می انداختند و نسخه های دومی را به شکل عمومی و سال ها پیش از تبدیل هر ایده به یک جریان اصلی، سازماندهی می کردند. آنها مفهوم "تا خانه به دنبالم بيا" را ایجاد کردند، که کارمندان Intuit به فروشگاه های خرده فروشی مراجعه می کردند و منتظر می ماندند تا فردی نسخه ای از Quicken را تهیه کند، سپس از وی در خواست می کردند تا خانه آنها را همراهی کنند تا از نحوه استفاده آنها از نرم افزار باخبر شوند. این مسئله عمیقا بر درک تاثیر اولیه محصول بر مشتری کمک نمود.


بیایید Quicken را با استفاده از هرم تناسب محصول _ بازار بررسی کنیم. مشتریان بسیاری در این بازار وجود داشت و قطعا این محصول، دسته ای از نیازهای واقعی را هدف گرفته بود: مردم برای بررسی مالی دفترچه های چک خود، بررسی تراز مالیشان و ردیابی جابه جایی های پولی و مالی به کمک نیازداشتند. نرم افزارهای کامپیوتری کمک شایانی در این جبهه به شمار می رفتند، اما علیرغم حضور 46 محصول در بازار، نیازهای مشتریان هنوز به خوبی برآورده نشده بود. بنیانگذاران با صحبت با مشتریان از هدف قرار گرفتن آن دسته از نیازها توسط مجموعه ویژگیهای Quicken اطمینان حاصل نمودند. نگرش آنها در طراحی، منجر به رویکردی نوآورانه در UX و سهولت بسیار بیشتر برای مشتریان در استفاده شد. در واقع این پیشرفت چشمگیر در سهولت استفاده، مهم ترین عامل تمایز ارزش پیشنهادی Quicken بود. Quicken با دستیابی به تناسب محصول _ بازار، در رقابتی سخت به موفقیت دست پیدا کرد و همین منجر به شوخی مؤسسین با "مزیت چهل و هفتمین عامل محرک" بودن شد.

فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  ساخت وبلاگ  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


رپورتاژ آگهی دائمی در بلاگسازان با 3 لینک فالو رپورتاژ آگهی دائمی در بلاگسازان با 3 لینک فالو مشاهده