مشکل اصلی در مدیریت زمان

» مشکل اصلی در مدیریت زمان

نخستین گام، پذیرفتن این مسئله است که در تنظیم وقت خود مشکل دارید. "وقت ندارم" ممکن است بهانه ای باشد که به راحتی بر زبانتان جاری شود، اما دفعه دیگر که این عبارت را به زبان می آورید قدری تأمل کنید و درباره صحت آن بیندیشید. آیا شما واقعا وقت کافی ندارید یا اینکه این پاسخ را از روی عادت می دهید؟

دومین چیزی که باید قبول کنید آن است که این کمبود وقت غالبا به خود شما برمی گردد. به آسانی می توان دیگران را مقصر قلمداد کرد، زیرا مثلا مجبورید کار خود را به منزل ببرید و در هنگام شب انجام دهید، تاریخ انقضای مهلتها را از دست می دهید، کارهای روزانه هیچ وقت برنامه ریزی نمی شوند، در نهایت مجبورید همه کارها را خودتان انجام دهید؛ چون هیچ کس دیگری قادر به انجام دادن آن نیست.


در مورد زندگی شخصی و خانواده و مسائل اجتماعی میتوانید همه اینها را فراموش کنید، زیرا کار مهمتر است، این طور نیست؟ می توانید خود را متقاعد کنید که علت آنکه دیگران بهتر از شما از عهده مشکلات بر می آیند آن است که شغل شما متفاوت است، طاقت فرسا و سخت تر است و کارمندان شما از نظر کیفی و کمی در حدی نیستند که به نحو مقتضی از شما پشتیبانی کنند. حتی اگر قبول داشته باشید که سازماندهی بهتر خویش، منافعی برای شما در پی دارد می دانید که این کار وقت زیادی میگیرد و وقت، همان چیزی است که به قدر کافی ندارید. اگر فرد نامنظمی باشید، آن وقت کارمندان شما (در صورت وجود) نیز نامنظم می شوند و هرج و مرج ناشی از آن منجر به سردرگمی، سوء تفاهم و مجموعه ای از افراد ناراضی میشود که نمی توانند به صورت یک گروه فعالیت کنند.


اگر نامنظم باشید، مدیرتان نمی تواند در سازمان برای شما پیشنهاد ترفيع بدهد و همکاران شما به این نتیجه می رسند که از نظر انجام دادن به موقع کار با ارائه کیفیت مناسب نمی توان روی شما حساب کرد. و این مسئله به روابط شما با همکاران در كليه سطوح لطمه خواهد زد. اگر شما نامنظم باشید، رفته رفته مجبور خواهید شد وقت بیشتری را صرف کار کنید، یا اینکه کار را در منزل انجام دهید. اگر عوامل دیگری مثل خانواده و دوستان و یا فعالیت‌های اجتماعی و اوقات فراغت، طالب وقت شما باشند، آنگاه با گفتن مکرر "نه"، "حالانه"، "ببخشید باید این کار را انجام دهم" متوجه کمبود وقت خواهید شد.

در وضعیت فعلی استخدام، بویژه مدیران می دانند که برای حفظ موقعیت خود باید وظایفشان را بخوبی انجام دهند. از آنجا که اغلب مدیران، دوره های رسمی مدیریت را طی نکرده اند، تصور میکنند که خوب انجام دادن کار بدین معنی است که وقت زیادی صرف آن کنند. براستی که فرهنگ حاکم بر برخی از سازمان‌ها مشوق این تصور قدیمی است که هر چه وقت بیشتری صرف کار کنید، نحوه انجام دادن کارتان بهتر و حاصل آن افزون می شود.


برقراری توازن میان بخشهای مهم زندگیتان اهمیت فراوانی دارد.


فقط زمانی چشم انداز خوبی از کار خود به دست می آورید که چگونگی برقراری توازن فوق را برای خود تشخیص بدهید. این کار ممکن است برای بعضی از مدیران، بدعتی ناخوشایند به نظر آید، اما اکثر ما، چنانچه به این توازن دست پیدا کنیم، کار خود را بهتر و مؤثرتر انجام خواهیم داد.


این توازن، از فردی به فرد دیگر تفاوت دارد.


بنابراین، جستجو و دستیابی به یک توازن درست و مناسب، به عهده خود شماست. رویارویی با این واقعیت که تنظيم مؤثرتر وقت نیاز به تلاش و انگیزه بسیاری دارد شهامت زیادی می طلبد. تلاش برای تحقق بخشیدن به همه مقاصد خوبتان به معنای سرمایه گذاری وقت در زمان حاضر به انگیزه دستیابی به منافع آینده است؛ از این رو خانواده، دوستان و همکاران شما تحت تأثیر این موضوع قرار میگیرند و ممکن است نخستین گامهای شما در جهت منظم شدن، خوشایند آنها نباشد.


نگذارید بزرگی کاری که در پیش رو دارید شما را دلسرد یا سست کند.


ممکن است این کار، بزرگ و سخت به نظر برسد، اما می توان آن را گام به گام و مرحله به مرحله انجام داد. اگر بخواهید همه چیز را یکجا انجام دهید، شکست در انتظارتان است. اما اگر به آرامی و بتدریج شیوه های جدید منظم کردن خود و گروه خود را در پیش بگیرید، موفقیت شما مشوقتان خواهد بود. مردم اطراف شما بقدری تحت تأثير اشمای تازه منظم شده قرار خواهند گرفت که به چشم و همچشمی و رقابت برمی خیزند، بویژه هنگامی که بیش از پیش متوجه بی نظمی خود در مقایسه با شما بشوند.


آخرین مطالب این وبلاگ



استخدام نویسنده آنلایناستخدام نویسنده آنلایناستخدام نویسنده غیر حضوری
ثبت آگهی رایگان ثبت آگهی رایگان درج آگهی ویژه در بالون آگهی
راز اعداد جفتراز اعداد جفتراز اعداد رند ، اعداد فرشتگان
تعمیر پکیج در شیرازتعمیر پکیج در شیرازتعمیر برد پکیج در شیراز



  ساخت وبلاگ   |   گردشگری