تا به حال توجه کرده اید که بعضی از فشارهای عصبی واقعا مربوط به مشکلات شخص دیگری می باشند؟ نه خود شما.
مانند شوهری که مکررا شرکای تجاری خود را برای شام به منزل دعوت نموده و انتظار دارد که همسرش در خلال مدت زمان کوتاهی که او برای انجام این امر از قبل به وی اطلاع داده، همه امور را به انجام برساند.
یا خانمی که انجام مسائل سه سازمان و نهاد محلی را جزو وظائفش قرار داده و انتظار دارد که شوهرش، در هر رخداد جمع آوری اعانات، در محل حضور یابد.
یا تقاضای اعضاء فامیل و دوستان که پیوسته با مشکلاتشان مزاحم و سربار شما گردیده و انتظار دارند که شما همواره با راه حل مناسب کمکشان کنید.
چنانچه شما به آن ها اجازه دهید، لیست این نوع تقاضاها، همچنان ادامه خواهد یافت و مشکل در لحظه ای که شما از آن تقاضاها کنار بروید، متوقف می گردد.
بنابراین از مسیر آنها کنار بکشید!
شروع به ایجاد محدودیتی برای میزان فشارهای عصبی که اجازه می دهید دیگران بر شما تحمیل نمایند کنید.
در اینجا چند پیشنهاد که بشما در خصوص بازگشت بعضی از فشارهای عصبی به مسببین آنها کمک می نمایند، شرح داده میشود:
در خصوص مسائل مختلف بدون ارائه پاسخ صریح، صحبت نکنید.
زمانیکه شخصی سعی میکند مشکلاتش را بر دوش شما قرار دهد، تنها باید بگوئید:"متأسفم که مسائل به خوبی برای شما پیش نمی روند و ای کاش می توانستم به شما کمک کنم، اما من هم اینک با مشکلات خودم دست به گریبان هستم."
مجبور نیستید گستاخ باشید اما باید صریح برخورد کنید.
در غیر اینصورت خود را در حال عذر خواهی از آنها برای نپذیرفتن فشارهای عصبی شان به عنوان بخشی از تنشهای عصبی خود میابید.
چنانچه نمی خواهید عملی را انجام بدهید به طور واضح و آشکار اعلام نمائید: "نه من درگیر آن نخواهم شد، تحت هیچ شرایطی".
چنین عبارتی جای بسیار محدودی را برای مذاکره باقی خواهد گذاشت.
برگرداندن فشار عصبی به صاحب اصلی اش به مفهوم طفره از انجام مسئولیت های شخصی، یا از انجام وظائف ناخوش آیند نیست.
سعی در شناسایی مشکلاتی که واقعا به شما تعلق دارند نموده و از شخص دیگر سئوال نمائید: "چرا از من می خواهی که این کار را انجام دهم؟"
پاسخ به این سئوال از سوی فردی که از او می پرسید موضوع را برای شما خیلی روشن خواهد نمود.
سه مورد پر تنش که دیگران بر عهده شما قرار داده اند را لیست نمائید.
چگونگی برگرداندن آن موارد مزاحم به صاحبانشان و زمان این کار را قید کنید.