استراتژی های جایگاه سازی

» استراتژی های جایگاه سازی

جایگاه سازی بخشی مهم از آمیخته بازاریابی و استراتژی بازاریابی است.

تمرکز بر استراتژی جایگاه سازی به معنی تعریف کسب و کار در بازار به شکلی است که همه شما را متفاوت و بهتر از رقبا بدانند.


دوست دارید مشتريان چه دیدی نسبت به محصول،خدمت یا شرکت شما داشته باشند؟

دوست دارید درباره شما و محصولات چه بگویند؟دوست دارید مقابل دیگران شما را چگونه توصیف کنند؟


اگر شخصی به یکی از مشتریان زنگ بزنند تا از او بخواهد مشتریان جدیدی به شما معرفی کند یا شما را به دیگران معرفی کند،دوست دارید مشتری درباره شما چه بگوید؟

و مهم تر از همه اینکه چگونه می توانید این ذهنیت ایده آل را در قلب و فکر مشتری ایجاد کنید؟


با چه واژگانی توصیف می شوید؟


جایگاه شما در واژگانی خلاصه می شود که مشتری برای توصیف شما و محصولات و خدمات تان استفاده می کند،واژگانی که وقتی نامی از شرکت،محصولات یا خدمات آن برده می شود یا وقتی مشتری در طول روز به آن ها فکر می کند،به ذهنش متبادر می شود.


شما در ذهن مشتریان با چه کلماتی توصیف می شوید؟

داشتن چه توصیفی در ذهن مشتری برايتان مفید است؟

چه واژگانی باعث می شود مشتری بیشتر از شما خرید کند و شما را به دوستانش پیشنهاد دهد؟


نمی توان پاسخ به این سوالات را به شانس واگذار کرد،زیرا از مشخصه های حیاتی موفقیت یا شکست در کسب و کار است.


یک کتاب کلاسیک بازاریابی


آل ريس و جک ترات سال ها پیش کتابی با عنوان "جایگاه سازی : نبرد تسخیر ذهن ها" نوشتند.

اکنون این کتاب به یکی از نوشته های کلاسیک در ادبیات بازاریابی تبدیل شده است که همه افراد فعال در کسب و کار باید آن را بخوانند حتی اگر کمی باعث ترسشان شود.


ريس و ترات به موضوعی پرداختند که از نظر اغلب افراد نبض موفقیت در بازاریابی مدرن است.

جلسه ای با افراد خود ترتيب دهید و از آن ها بپرسید "دوست دارید وقتی مردم از ما صحبت می کنند از چه واژگانی استفاده کنند؟" سپس بپرسید "از امروز باید چه کنیم تا مشتری پس از معامله با ما و تاثیری که از ما گرفته،آن واژگان به ذهنش متبادر شود؟"


هیچ چیز را به شانس واگذار نکنید


سام دالتون در عصر خودش و با ثروتی بیش از 100 میلیارد دلار،ثروتمندترین مرد دنیا بود.سام در جوانی کارش را با تاسیس یک فروشگاه لباس ارزان در بنتون ویل،آرکانزاس آغاز کرد.


او یک ذهنیت ساده داشت :

می خواست فروشگاهش به عنوان مکانی شناخته شود که به مشتریان اهمیت می دهد و کالاهای باکیفیت را با قیمت های عادلانه عرضه می کند نه با پایین ترین قیمت،بلکه با کیفیت خوب و قیمت های عادلانه.


او با تاسیس وال مارت موفق ترین شرکت خرده فروشی در تاریخ به این هدف دست یافت.

شما دوست دارید چه ذهنیتی ایجاد کنید؟

خوب است مشتریان چه نظری درباره تان داشته باشد؟

آیا دوست دارید به عنوان پیشرو در کیفیت شناخته شوید؟ یا پیشرو در خدمت رسانی؟ یا پیشرو در قیمت پایین؟


به این بیندیشید که مایلید مردم چه افکار و احساسی درباره شما و کسب و کارتان داشته باشند.

از امروز می توانید چه کاری برای ایجاد آن ذهنیت انجام دهید؟


آی.بی.ام این ذهنیت را ایجاد کرد که بهترین خدمات مشتريان در دنیا را ارائه می دهد

این ذهنیت آنقدر رایج شد که حتی افرادی که چیز زیادی از آی.بی.ام نمی دانستند،خدمات مشتريان آن را عالی توصیف می کردند.

ذهنیت بیرونی فقط با تغییرات مهم و اساسی در درون کسب و کار شکل می گیرد.


به عبارت دیگر نمی توانید ذهنیتی دروغین را برای مدت زمانی طولانی رواج دهید.

ذهنیت مشتری باید بازتاب واقعی ساختار و ارزش های درونی سازمانتان باشد.این ذهنیت فقط به نوع رفتار با مشتریان در هر تماس بستگی دارد.


پس یکبار دیگر جواب بدهید:

چگونه می توانید جایگاهی برتر از رقبا برای محصول یا خدمت خود ایجاد کنید؟

چطور می توانید این احساس را در مردم ایجاد کنید که محصول یا خدمت تان متفاوت،بهتر و به صرفه تر از محصولات رقبا است؟


آخرین مطالب این وبلاگ



ثبت آگهی رایگان ثبت آگهی رایگان درج آگهی ویژه در بالون آگهی
ساخت وبلاگساخت وبلاگساخت وبلاگ رایگان
راز اعداد جفتراز اعداد جفتراز اعداد رند ، اعداد فرشتگان
تعمیر پکیج در شیرازتعمیر پکیج در شیرازتعمیر برد پکیج در شیراز



  ساخت وبلاگ