خوش رفتاری نمایانگر آن است که قادرید خود را کنترل کنید،متمدن و بانزاکت هستید،مراقب احساسات دیگرانید و به مردم احترام می گذارید شرکتی را تصور کنید که برمبنای ادب و نزاکت تاسیس شده است!
جدا از اینکه شرکت شما در چه زمینه ای فعالیت می کند،داشتن رفتار خوب مهم است، زیرا نشان می دهد که رفتار خود را به خاطر دیگران کنترل می کنید و به همین دلیل روابط اجتماعی میان شما و افرادی که با آنان در ارتباط هستید ارتقا می یابد.
قوانین جزایی و مدنی تا حد زیادی در تعریف چارچوب اولیه و اساسی رفتارهای اجتماعی صحیح نقش دارند.
چارچوب تعریف شده برای کنار آمدن با دیگران که آداب معاشرت نامیده میشود مانع بروز برخی رفتارهای ناخوشایند می شود.
دستور زبان به شما کمک می کند که واژگان و جمله ها را به درستی ادا کنید تا مردم به آسانی متوجه منظور شما شوند.
دستور زبان به دیگران کمک می کند تا بی توجه به ظاهر و نوع چیدمان جمله مفهوم و محتوای سخن گوینده را درک کنند.
همین مسئله دقیقا درباره ی آداب معاشرت نیز صدق می کند.
آداب معاشرت به شما کمک می کند تا به گونه ای پذیرفتنی و معقول رفتار کنید که دیگران بی توجه به ظاهر شما به آنچه می گویید گوش بسپارند به عبارت ديگر،رعایت درست آداب معاشرت و آراسته بودن مثل دستور زبان صحیح،در شما جاری میشود و رفتار شما را طبیعی و پذیرفتنی می نماید بی آنکه خود دیده شود.
سال ها پیش آداب معاشرت حرفه ای در آمریکا عمدتا شامل دو دیدگاه احترام و رفتار جوانمردانه با زنان و تعصب در مورد رنگین پوستان و خارجی ها بود.
این دیدگاه ها امروزه ديگر پذیرفته نیست.
علاوه بر آن بعضی از کودکان با این طرز تفکر اشتباه بزرگ شدند که آداب معاشرت با تظاهر نکردن و طبیعی رفتار کردن منافات دارد.
نتیجه ی چنین دیدگاهی این بود که در دهه های 1970، 1980، 1990 مردم در تعریف آداب معاشرت و اینکه اساسا چنین چیزی لازم است یا نه دچار سرگرمی شده بودند.
در سال های اخیر مردم دریافته اند که رعایت آداب معاشرت حرفه ای هنوز ضروری است و بدون احترام افراطی یا تعصب غلوآمیز هم می توان به ابزار آن پرداخت.
آداب معاشرت حرفه ای جدید هنوز بقایای تشریفات نظامی و سلسله مراتب اداری را در کُنه خود حفظ کرده است،اما دیگر جنسیت و نژاد جایگاهی در آن ندارد.
به علاوه امروزه آداب معاشرت حرفه ای دیدگاهی جهانی دارد.
داستان زیر حکایت مستندی است از مدیرعامل دنور (Denver) که در آن به افرادی می پردازد که با فراموش کردن آداب معاشرت،خود را به دردسر انداخته اند.
اسکات مهندس یک شرکت بین المللی بود،روزی رئیس او را برای دیدن سه نفر از بهترین مشتریان شرکت به رستوران گران قیمت و شیکی دعوت کرد،مشتریانی از بمبئی،جاکارتا و بوستون.
اسکات تی شرت و شلوار جین پوشیده بود و یک جفت کفش ورزشی به پا داشت،هنگام سلام و علیک و خوشآمدگویی به مشتريان دوستانه به پشتشان زد و همه را "دوست من" خطاب کرد.
وقتی که مشغول صحبت بودند ناگهان حرفشان را قطع می کرد و قبل از صرف یک استیک بزرگ نیم پز دو لیوان نوشیدنی سفارش داد.
روز بعد،اسکات دیگر مهندس آن شرکت بین المللی نبود.
بسیاری از هندی ها گاو را حیوان مقدسی می شمارند،بسیاری از اندونزیایی ها مشروبات الکلی نمی نوشند و بسیاری از بوستونی ها انتظار دارند که صمیمانه دستشان را بفشارید و آنان را به نام بخوانید.
این وظیفه ی شماست که از رئیس خود سوال کنید که برای نهار که لباسی می پوشد و شما هم از او تقلید کنید.
نگذارید که رفتار شما بر روابط شرکت شما با مشتریانش تاثیر نامطلوب و مخرب بر جای گذارد،خودتان ارزش کارتان را دریابید.
ژوزف متصدی پذیرش يکی از شعبه های اصلی دفتر وکالتی در فیلادلفیا بود.یکی از مسن ترین مشتریان دفتر وکالت وارد سالن شد.به جای اینکه به او بگوید:
تصمیم گرفت صمیمیت بیشتری به خرج دهد و عبارتی را به کار برد که سالیان سال کارمندان پیش از او به عنوان سلام و خوشآمدگویی به او استفاده کرده بودند و گفت:
خانم بلوبلاد فورا تصمیم گرفت که امور حقوقی خود را به دفتر وکالت دیگری ارجاع دهد.
به یکی از شرکا گفته بود که ژوزف چندان مودب و با نزاکت نیست.
چند نسل قبل،دانشگاه ها و شرکت های بزرگ به دانشجویان و کارمندان خود آداب معاشرت می آموختند.
در آموزش های مدیریتی،شرکت ها باید آداب معاشرت را در برنامه ی خود قرار می دادند تا پرسنل مهارت هایشان را در زمینه ی معرفی روسا،غذا خوردن،پوشش اداری و مکاتبات افزایش دهند.
بسیاری از دانشجویان جامعه ی دانشجویان شرق آمریکا دوره ی آداب معاشرت را در رستوران ها،اتحادیه ها و کلوپ های خیریه فرا گرفتند.
اما این روال رو به تغییر است.به موازات تغییرات شگرفتی که در دنیای تجارت و کار صورت می گیرد،این باور در حال جا افتادن است که آموزش آداب معاشرت موجب ارتقای بهره وری،رضایتمندی پرسنل،حفظ نیروی کار و جلوگیری از استعفاهای بی رویه و رشد تجارت به کمک تک تک افراد می شود.
در دنیای تجارت امروز،مدیران 25 ساله با سرپرستان و مدیرهای 48 ساله و 72 ساله به مذاکره می نشینند،درحالیکه اغلب دارای شکاف فرهنگی بسیار وسیعی با یکدیگرند.
خوش رفتاری هرگز تا این حد ضروری نبوده است.
حساسیت احترام به دیگران فقط شامل پرسنل تازه استخدام شده نمی شود،بلکه همه از بالاترین مقام اجرایی تا مسئولان فروش تازه وارد همه و همه نیاز به آموختن و رعایت آداب معاشرت دارند.