این روش ها برای من و برای هزاران نفری که درحال حاضر رهبران صنایع خود هستند موثر واقع شده اند.بهترین کتابها را زنان و مردانی می نویسند که فعالانه در رشته های خود کار می کنند.این ها کتاب هایی هستند که از سوی متخصصان و کسانی که عملا در آن زمینه فعال هستند نوشته می شوند.از کتاب هایی که استادان دانشگاه ها و مشاوران مدیریت می نویسند فاصله بگیرید.این اشخاص درک عمیقی از کاری که می کنند ندارند.
می توانید کتابی تهیه کنید که نگارنده آن 20 سال مطالب آن را عملا آموخته و دو یا سه سال هم طول کشیده که کتابش را به چاپ رسانده است.در اینجا به نکته مهمی برمی خوریم.هر مسئله ای که شما با آن مواجه هستید،قبلا از سوی کسی،در جایی حل و فصل شده است.این راه حل ها در کتاب ها و مجلات به چاپ رسیده اند و شما می توانید از آن ها استفاده کنید
.
اگر ایده ای وجود داشته باشد که بتواند به شما کمک کند و بتواند هزاران دلار برای شما درآمد داشته باشد و یا ماه ها و حتی سال ها در کار شما صرفه جویی کند و شما با این ایده آشنا نباشید،وضع به شکلی درمی آید که انگار این ایده وجود خارجی ندارد.آنچه شما نمی دانید،می تواند شما را از پیشرفت باز بدارد.
ممکن است مجبور شوید قبل از آنکه یک ایده را پیدا کنید تا تفاوتی عمده در زندگی و کارتان ایجاد کنید،با 100ایده و نقطه نظر آشنا شوید.هرچه ایده ها و نقطه نظرهای بیشتری داشته باشید موفق تر می شوید،هرچه کمیت ایده ها بیشتر بود امکان اینکه ایده مورد نظر خود را به دست آورید افزایش می یابد.
تندخوانی مهارتی است که می توانید آن را با تمرین بیاموزید.قبل از خواندن هر کتاب،مطالب روی جلد و پشت جلد را بخوانید.زندگی نامه نویسنده را بخوانید و مطمئن شوید که این شخص درباره چه موضوعی با شما صحبت می کند.فهرست مطالب کتاب را بخوانید و به این نتیجه برسید که کدام یک از مطالب کتاب برای شما جالب هستند.به فهرست منابع و ماخذ کتاب توجه کنید.اگر احساس خوبی درباره کتاب پیدا کردید و به این نتیحه رسیدید که برای شما ارزش دارد،به مرحله بعدی بروید.
عناوین هر فصل و عناوین فرعی درون هر فصل را بخوانید.به نمودارها،جداول و شکل های کتاب توجه کنید.سطرهای نخست هر پاراگراف را بخوانید.چند پاراگراف را بخوانید تا درباره سبک نگارش نویسنده اطلاعاتی به دست آورید.به این نتیجه برسید که آیا با این کتاب که در دست گرفته اید راحت هستید،آیا از طرز بیان نویسنده راضی هستید.
بهترین راه صرفه جویی زمان در خواندن یک کتاب این است که آن را به کناری بیندازیم و اصولا از خواندن آن صرفنظر نماییم یکی از بهترین راه های صرفه جویی در وقت برای خواندن کتاب این است که به این نتیجه برسید ارزش آن را ندارد که برای خواندنش صرف وقت کنید.
پس از آنکه فهرست مطالب و مطالب پشت و روی جلدکتاب را خواندید و به این نتیجه رسیدید که می خواهید کتاب را بخوانید:
وقتی این سوال را از خود می پرسید،به این نتیجه رسیدید که می خواهید کتاب را بخوانید،از خود بپرسید:"چرا؟"وقتی این سوال را از خود می پرسید،به این نتیجه می رسید که انتظار دارید از این کتاب چه سودی ببرید و چگونه از آن در زندگی یا کارتان استفاده نمایید.این را اصطلاحا خواندن هدفمند می گویند.
در مرحله سوم،اگر کتابی که می خوانید رمان و داستان نیست،فصلی از کتاب را که به نظرتان از همه جالب تر می رسد،بخوانید.اما اگر در حال خواندن آن احساس کردید که شما را راضی نمی کند،خواندن را متوقف سازید.گاه عالی ترین کتاب ها تنها یک یا دو فصل خواندنی دارند و یا با شرایط فعلی زندگی شما همخوان می باشند.
واقعیت این است که اگر اطلاعات مندرج در کتاب بلافاصله به شما کمکی نکند،آن را به هر صورت فراموش خواهید کرد.
و سرانجام نوبت به آن می رسد که پس از خواندن کتاب،مطالب مهم آن را دوره کنید.لازم است که نکات کلیدی و مهم کتاب را سه یا چهار بار مرور کنید.این کار را می توانید در مدت یک ساعت انجام بدهید و به جان کلام مطالب کتاب پی ببرید.
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده