تبلیغات در ارم بلاگ

مطالب پیشنهادی از سراسر وب

» زبان حیوانات و زبان انسان (قسمت سوم)

زبان حیوانات و زبان انسان (قسمت سوم)

صحبت کردن با حیوانات


اگرچه این ویژگی‌های زبان انسان،آن را به چنین سیستم برقراری ارتباط منحصر به فردی تبدیل می سازد که کاملا از سیستم‌های ارتباطی سایر موجودات متفاوت است،پس بی نهایت بعید به نظر می رسد که سایر موجودات بتوانند آن را بفهمند.به هرحال برخی انسان ها به گونه ای رفتار نمی کنند که انگار این خود مساله ای است.با وجود همه ی این ها،زبان های گفتاری زیادی وجود دارد که توسط انسان‌ها به حیوانات تعلیم داده می شود.


ظاهرا تحت عنوان این اندیشه که حیوانات از آن چه که گفته می‌شود تبعیت می کنند.

اسب سواران می توانند به اسب ها بگویند whoa و آن ها بایستند. 


ما می توانیم به سگ ها heel بگوییم و آن ها روی پاشنه پا،به خوبی اطاعت کنند و بایستند.و انواع حیوانات سیرک در پاسخ به فرامین گفتاری بالا و پایین می پرند و غلت می خورند.


آیا ما این نمونه ها را باید به عنوان شاهدی در نظر بگیریم که سایر موجودات غیر انسانی می توانند زبان انسان را درک کنند؟احتمالا چنین نیست.


توضیح اساسی این است که حیوانات رفتار ویژه‌ای را در پاسخ به محرک های صوتی یا سر و صدا بروز می دهند.

اما عملا آنچه را که واژه در این سر و صداها معنی می دهند،درک نمی کنند.


اگر تصور کردن درک حیوانات از زبان انسان مشکل به نظر می رسد،پس به نظر می رسد که حتی احتمال کمی می رود که حیوانی قطعا قادر به تولید زبان انسانی باشد.

مهم تر از همه این ها ما به طور کلی حیوانات را به یک گونه ی فراگیری تولید علائم برای گونه ی دیگری مشاهده نمی کنیم.شما می توانید اسب خود را در مزرعه گاوداری،سال ها نگهدارید.اما باز هم "موء" نمی کند و در برخی از منازل نوزاد و توله سگی ممکن است همزمان به دنیا بیایند.


نوزاد و توله سگ در محیط یکسانی بزرگ می شوند و اکثر همان چیزها را می شنوند اما در حدود دو سال بعد،کودک شروع به ساختن اصوات زیاد گفتاری انسان می کند ولی توله سگ چنین کاری نمی کند.

شاید در این زمینه توله سگ نمونه ی ضعیفی است.آیا بهتر نیست با خویشاوند نزدیک تری مانند شامپانزه کار کنیم؟ 


شامپانزه ها و زبان


شاید عقیده ی بزرگ کردن بچه شامپانزه در کنار نوزاد انسانی شبیه یک کابوس به نظر برسد.اما به هر حال این عملی بود که در تلاش های نخستین انسانی در جهت آموزش زبان انسانی به شامپانزه صورت گرفت.


در دهه 1930 دو دانشمند به نام‌های لولا و وینتراپ کلاک،تجاربی را که درباره بزرگ کردن توله شامپانزه با نوزاد پسر خود کسب کردند،به صورت گزارشی منتشر نمودند.در این گزارش چنین آمده بود که شامپانزه ای به نام گوا،معنی در حدود صد کلمه را توانسته بود فرا گیرد،اما قادر به بیان هیچ یک از آنها نشده بود.


در دهه ی 1940 گزارش دیگری درباره شامپانزه ای به نام ویکی منتشر گردید که زوج دانشمند دیگری به نام کاترین و کیت هاس،این شامپانزه را در خانه خود بدقت مانند یک کودک انسانی بزرگ کردند.


این والدین خوانده،به مدت پنج سال وقت خود را صرف نموده و تلاش کردند تا گفتن کلمات انگلیسی را با شکل دهان ویکی در هنگام تولید صداها به او بیاموزند،سرانجام ویکی در ساخت برخی از واژه ها که برگردان ضعیفی از کلماتی نظیر mama،papa و cup بود،توفیق یافت.این تلاش در مقایسه،بسیار چشمگیرتر از آزمایش قبلی درباره گوا بود

زیرا مشخص گردید که هیچ پستانداری به جز انسان دارای دستگاه گفتاری مناسبی جهت تولید اصوات گفتاری انسانی نیست.میمون ها و گوریل ها نیز شبیه شامپانزه ها می توانند ارتباطاتی را با صداهایی در سطح بسیار گسترده‌ای برقرار کنند ولی واقعا قادر به ساختن صداهای گفتاری نیستند.


واشو


در عین حال که مشخص شده بود شامپانزه،داوطلب ضعیفی برای یادگیری زبان گفتاری می باشد،بریتریس و الن گاردنر تصمیم می گیرند به شامپانزه ای به نام واشو کاربرد نوعی زبان اشاره آمریکایی را بیاموزند. 


زبان اشاره ای که توسط کر و لال ها به کار می رود،اکثر خاصیت های اولیه ای را که به عنوان ویژگی‌های اساسی زبان انسانی توصیف می شود،داراست و بسیاری از کودکان ناشنوا نیز آن را همانند زبان اولیه به طور طبیعی و مادرزادی می آموزند.


در آغاز خانواده گاردنر و دستیاران او واشو را مانند کودک انسانی در محیط راحت و آرام خانوادگی بزرگ کردند.

زبان اشاره همیشه هنگامی که واشو در همان اطراف پرسه می زد به كار می رفت و واشو تشویق می شد از این علائم اشاره‌ای و حتی از نمونه های کودکانه ناقص نشانه های خود که تقلیدی از نشانه‌های بزرگترها بود،استفاده می کرد.


در خلال سه سال و نیم،واشو به مرحله‌ای رسید که توانست علائمی را برای بیش از صد کلمه متفاوت ازairplane,baby,banana گرفته تا کلماتی نظیر you,woman, window را به کار برد.


برخی از این اشکال به نظر می رسید که توسط خود واشو اختراع شده باشند.مانند علامت جدید برای نوشیدن bib و عبارت ترکیبی water bird که به نظر می رسد به نظام ارتباطی اشاره می کند که قدرت تولید بالقوه ای داشته است.


علاوه بر آن واشو نشان داد که تعداد بسیار متنوعی از نشانه ها بزرگ تر از آنچه او تولید کرد درک می کنند و همچنین توانایی حفظ مکالمات ابتدایی را اصولا در شکل جملات پرسش و پاسخ داشت.توانایی مشابه با زبان اشاره توسط فرانسیس پاترسون که با گوریلی به نام کوکو کار می کرد،منتشر گردید و دیگر هیچ گزارشی بعد از آن منتشر نشد.



بازدید سایت خود را میلیونی کنید
فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  Telegram SMM Panel   |   خرید آنتی ویروس   |   مودم اینترنت   |   ساخت وبلاگ حقوقی   |   ساخت وبلاگ  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله