ما معمولا تصور می کنیم که آن ها حاصل تخیلات و یا نوعی ادبیات تخیلی هستند و یا این که این داستان ها شامل پرندگان و یا حیواناتی می شود که فقط چیزی را تقلید می کنند که از انسان ها شنیده اند.
مانند همان موردی که "ترنس دیکون" درباره ی فُک فریاد زدن در آکواریوم بوستون کشف کرد.اما ما معتقدیم که مخلوقات قادر به برقراری ارتباط با سایر اعضای معینی از گونه های خودشان هستند.
آیا امکان دارد که موجودی بتواند یاد بگیرد تا به انسان ها با استفاده از زبان،ارتباط برقرار کند؟ یا آیا زبان انسانی ویژگی هایی دارد که آن را این چنین منحصر به فرد می سازد که کاملا برای هر سیستم ارتباطی دیگری بعید به نظر می رسد که چنین ویژگیهایی داشته باشد؟
به همین دلیل است که چنین ویژگی توسط هر موجود دیگری غیر قابل یادگیری است؟
اگر بخواهیم به این سوالات پاسخ دهیم،ابتدا باید برخی از ویژگیهای خاص زبان انسانی را مورد بررسی قرار دهیم و سپس تعدادی از آزمایش هایی را که در برقراری ارتباط انسان ها و حیوانات دخیل هستند،به دقت مورد بررسی قرار دهیم.
ابتدا باید به ویژه بین علائم ارتباطی و علائمی که ممکن است به طور غیر ارادی باشند،علائم اطلاع رسانی مهم تمایز قائل شویم.
کسی که به حرف های شما گوش می کند ممکن است اطلاعاتی درباره ی شما از طریق تعدادی از علائمی که آن ها را به صورت ارادی ارسال نکرده اید کسب کند.ممکن است او متوجه شود شما سرما خورده اید که شما بی قرار هستید و اینکه نامرتب هستید و یا اینکه شما اهل جای دیگری هستید.
به هرحال هنگامیکه زبان را به کار می برید تا به این شخص بگویید من یکی از متقاضیان پست خالی جراح ارشد مغز در آن بیمارستان هستم،معمولا چنین در نظر گرفته می شود که به طور ارادی درباره چیزی دارید اطلاع رسانی می كنید.
مشابه این مورد پرنده سینه سیاه معمولا به نظر نمی آید همه چیز را با پرهای سیاهش،هنگامیکه روی شاخه ای می نشینند و به زمین نگاه می کند منتقل نماید،اما مشاهده می شود هنگامیکه گربه ای در صحنه ظاهر می شود علائم ارتباطی را با جیغ های بلندی که تولید می کند،می فرستد.
بنابراین هنگامیکه ما درباره ی تفاوت های بین زبان برقراری ارتباط بین انسان و حیوان صحبت می کنیم،ما هر دو را در شرایط توان بالقوه به صورت وسیله ی برقراری ارتباط ارادی در نظر می گیریم.
درحالیکه تمایل داریم درباره ی برقراری ارتباط به عنوان کارکرد اولیه ی زبان صحبت کنیم،این کارکرد ویژگی متمایز کننده نیست.تمام مخلوقات به گونهای با هم ارتباط برقرار می کنند.
در عین حال ما تردید داریم که سایر مخلوقات به گونهای که پیام های خود را ابداع می کنند و یا آن ها را وارسی می نمایند که چگونه کار می کنند یا نمی کنند،واکنش نشان نمی دهند.
به این معنی،سگ پارس کننده احتمالا به سگ پارس کننده ی دیگر به شیوه ای که ذکر گردید توصیه نمی کند،هی!تو باید صدای پارس کردن خود را پایین تر بیاوری تا آن را تهدید کننده تر جلوه دهی.
سگ ها به خاطر پارس کردن پارس نمی کنند.انسان ها براحتی با زبان و کاربردهای آن واکنش نشان می دهند.
این واکنشی غیر فکری است و خاصیت واکنش غیر فکری دلیلی برای این حقیقت است که ما می توانیم زبان را به كار بریم تا درباره ی خود زبان بیندیشیم و صحبت كنیم و آن را یکی از ویژگیهای متمایز زبان انسانی بدانیم.
در حقیقت بدون این توانایی های کلی،ما قادر نخواهیم بود به سایر ویژگیهای متمایز زبان انسانی واکنش نشان دهیم و یا آنها را شناسایی کنیم. در ادامه به جزئیات پنج ویژگی دیگر آنها خواهیم پرداخت :